اصولي كلي نظريه نظامها چنان كه فون بر تالانفي تشريح كرده ، اين است كه كل چيزي بيش از مجموع اجزاء است به اين ترتيب ، اين نظريه مربوط است به كل هايي كه از اجزاء وابسته به هم تشكيل شدهاند ، روابط كه بين اجزاء وجود دارد و روابطي كه بين كل ها و محيط هاي آنها برقرار است.
كاتزوكان اين ديدگاه را پديد آوردند كه سازمان ها مانند نظامهاي اجتماعي باز هستند ويژگي اين نظام ها مرزهاي قابل نفوذ است كه به آن اجازه مي دهد تا با محيط خود تعامل داشته باشند . ساختارها و كاركردهاي اين نظام باز پيوسته در حال تغييرات هستند. در مقابل نظامهاي بسته مرزهاي محكمي دارند كه اجازه تعامل محيطي را به آنها نميدهد ، ساختارها و كاركردها نظام بسته، نسبتاً ثابت باقي ميماند.
مفاهيم اصلي نظريه نظامهاي باز اجتماعي كه كاتزوكان مطرح كردند.
الف- باز خورد : نظامهاي باز تحت نفوذ محيط هستند و خود از طريق برون داد بر محيط اعمال نفوذ مي كنند . اطلاعات ، از طريق اين برون دادهاي نفوذ كننده ، به درون نظام باز خوانده مي شود تا بتوان عمليات آينده و نظام را هدايت و نظارت كرد.
ب- تعادل ، بقاي نظام به تعادل بستگي دارد ميان نيرويي كه وارد نظام مي شود (درون داد) و محصولي كه از آن بيرون مي آيد (برون داد) وقتي برون داد بيش از درون داد باشد نظام از بين مي رود. نظامهاي باز ، بنابر ماهيتي كه دارند چون پيوسته درون داد را به برون داد تبديل مي كنند حالتي پويا دارند.
ج- درون داد : چنان كه بدن انسان به اكسيژن نياز دارد ، نظامهاي باز هم به انرژي ، نيروي انساني ، مواد و اطلاعات نياز دارند تا پا بر جا بمانند . اينها را درون دادهاي نظام مي نامند .
د- برون داد : هر چيزي كه نظام از خود صادر كند معمولاً محصول يا خدمت آن ، برون داد نظام ناميده مي شود و در درازمدت ماهيت برون داد موجوديت نظام را حفظ مي كند يا آن را به خطر مي اندازد.
و- همبستگي : پيچ و مهره نظريه نظام ها ، همبستگي است . يعني روابط در هم تافته ميان اجزاي نظام و كل آن ، هر تغيير در بخشي از نظام منجر به تغييراتي در ساير بخشها مي شود .