تبليغاتX
مطالعات ارتباطی - ارتباطات و توسعه فرهنگي
وبلاگی درباره مطالعات ارتباطات، روابط عمومی و روزنامه نگاری

 

پس از بحث هايي چون توسعه سياسي و... در دهه 1960 توجه نظريه پردازان به مسئله توسعه فرهنگي نيز جلب شد واين امر با برگزاري كنفرانس ونيز در دهه 1970 كه به اهتمام يونسكو برگزار شد ،جنبه رسمي تر وبين المللي به خود گرفت.

آنچه از دل تعريف فرهنگ بر مي آيداين است كه فرهنگ به اعضاي يك گروه و يا جامعه كمك مي كند تا از عمده مشكلات زندگي در محيطي خاص ودر زماني خاص برآيند.

فرهنگ شامل دانش ها ،ارزش ها و تجربه هايي است كه فايده آن توسط اعضاي جامعه مشخص شده است ،هر فرهنگ شامل روش زندگي گروهي از مردم و مجموعه اي از سنت ها اعتقادات است كه در الگوها ومراسمي همچون تولد ،عروسي ،مرگ،موسيقي ،شعر،حركات موزون،نمايش ،داستان ها،ضرب المثل ها،نوع لباس پوشيدن ،غذاخوردن ،ارزش هاي عمومي واعمال مذهبي تجلي كرده است كه هر قوم را از قومي ديگر متمايز مي سازد.

همچنين هر فرهنگي از دو دسته عناصر مادي ومعنوي تشكيل شده كه عناصر مادي شامل هر چيزي است كه انسان براي رفع نياز هاي مادي به طبيعت افزوده است كه ازآثارمادي گرفته تا اشياء كشف شده واختراعات را در بر مي گيرد.وعناصر معنوي گسترده تر بوده و مشتمل بر دانش و معرفت بشري،اسطوره ها ،زبان ،تاريخ ،آداب ورسوم ،سنت ها ،شعائر،مناسك،الگوها ،هنجارها،ارزش ها،باورها،وبه طور كلي جهان بيني مي باشد. اما آنچه مهم است اين است كه هر فرهنگي بر برخي از عناصر بيش از سايرين تاكيد دارد.

اما در جهان امروز فرهنگي مي تواند پايدار بماند و هويت خود را حفظ كند كه نخست انطباق توانايي با شرايط پيرامون خود را داشته باشد واز تواناييو نوآوري بالايي برخوردار باشد؛يعني به جاي اينكه راه خود را روي جذب تحولات محيطي ببندد،تلاش كند با نوسازي عناصرش پاسخ هاي جديدي براي مسائل امروز بيابد.

جامعه اي كه نتواند به نيازهاي مادي و معنوي افرادش به يك نحو پاسخ دهد و اقدامي براي برطرف كردن صنعت فرهنگي خود انجام ندهد،طبيعتا در معرض تهاجم فرهنگي قرار خواهد گرفت و دچار بحران هويت وبحران مشروعيت خواهد شد وچاره اي جز نابودي و حل شدن در ديگر فرهنگ ها نخواهد داشت.

جوامع ناگريز از رونق فرهنگي هستند كه از طريق ظرفيت هاي علمي و آموزشي ايجاد نياز فرهنگي در بين مردم جامعه تا به آن همچون نياز اقتصادي نگاه كرده و در جهت حل آن بكوشند،افزايش و پويايي توليدات فرهنگ نقادي،نقدپذيري وايجاد فرهنگ گفتگو با نهادها ،گروها،وافرادامكان پذير است.

  پس توسعه فرهنگي يعني شناخت صنعت هاي فرهنگ خودي و اقدام به برطرف كردن آن از طريق نگرش نو به سنت ها و اخذ دستاوردهاي جديد وانطباق آن با ارزش هاي مثبت فرهنگ بومي براي حل بحران هاي جامعه كه در برخورد با فرهنگ هاي بيگانه براي آن حاصل شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 9:28  توسط سهيلا ذکایی  |