چهار الگو روابط عمومي نمايانگر ارزشها ، هدفها و رفتارهايي است که سازمانها در کار روابط عمومي خود اعمال مي کنند اين الگو توسط " گرونيک و هانت " در سال 1984 ارائه شدند عبارتند از:
الف- الگوي نمايندگي مطبوعات يا تبليغات
اين الگو در آستانه ورود به قرن 19 رواج يافت و در اين زمان به عنوان الگوي متداول روابط عمومي ترويج پيدا کرد. طبق اين الگو، روابط عمومي به مشابه نماينده مطبوعات در سازمان عمل مي کند و با تهيه اخبار مختلف در صدد تغذيه اطلاعاتي مطبوعات است. در اين الگو، حقيقي بودن کامل محتواي برنامه هاي روابط عمومي مد نظر نيست و تحقيق و کشف حقايق از اهميت کمتري برخوردار است. همچنين ارتباط روابط عمومي با مخاطب يک سويه است. همانطور که اين ويژگي گوياست اين الگو با نگرش عمل گرايانه و تبليغاتي به روابط عمومي همخواني دارد.
ب- الگوي اطلاع رساني ( اطلاعات همگاني)
در اين الگو، مهمترين وظيفه روابط عمومي " نشريه اطلاعات " تلقي شده و توجه به واقعي بودن محتواي پيامها و برنامه هاي روابط عمومي جديد گرفته مي شود. در ضمن اين الگو مشخص کننده روشي در روابط عمومي است که از سوي روزنامه نگاران مقيم اعمال مي شود، روزنامه نگاراني که معمولاً درباره سازمان آنچه را که درست است انتشار مي دهند. اما داوطلبانه به پخش اطلاعات منفي مبادرت نمي کنند. در اين الگو عليرغم منطقي تر شدن جريان ارتباط با مخاطب ، هنوز شيوه هاي ارتباطي محدود و يکسويه بوده و به تحقيق اهميت لازم داده نمي شود. اين الگو از اوايل قرن 20 رواج يافت. هر دو اين نمونه ها الگوهاي يکسويه اي هستند که کارورزان از دادن اطلاعات سازمان به گروه ها از آن پيروي مي کنند. اما در صدد کسب اطلاعات از مردم از راه تحقيق يا روشهاي غير رسمي برنمي آيند.
ج- الگوي دوسويه ناهمسنگ
در واقع در دو الگوي قبلي، جريان ارتباط از جانب سازمان ( روابط عمومي ) به سمت مخاطب بود و نقش مخاطب ناديده گرفته مي شد و ارتباط يکسويه بود. الگوي دوسويه ناهمسنگ معتقد به دو طرفه بودن جريان ارتباط دارد، ولي نقش موزوني را طرفين ارتباط نميدهد، و ابتکار عمل را در دست سازمان نگه مي دارد.
در اين الگو، توجه به پس فرصت هاي پيامگيران ، جاي خود را باز مي کند و بازخورد پيامها مورد توجه قرار مي گيرد. اما توجه نظام بازخورد صرفاً به خاطر تأمين منافع سازمان بود و تأمين منافع مخاطب مهم نيست و به عبارتي ، روابط عمومي صرفاً در پي كسب موافقت مخاطبان است و تلاش دارد ايده ها و رفتارهاي گروه هاي اجتماعي را تغيير دهد. در اين الگو فعاليت هاي روابط عمومي دو سويه است.
ولي نقش تأثير گذاري سازمان و گروههاي مخاطب موزون و همسنگ نيست و هنوز ابتکار عمل در دست سازمان بوده و در واقع روابط عمومي سازمان گراست. روابط عمومي به دنبال هماهنگ سازي رفتارهاي مخاطب مطابق با اهداف سازمان است و به تغييرناپذيري سازمان باور دارد. اين الگو در سال 1920 رواج يافت.
د- الگوي دو سويه همسنگ
مشخصه اصلي اين الگو، دادن نقش برابر به روابط عمومي نسبت به مخاطب و پرهيز از اتخاذ راهبرد ارتباطات سلطه آميز در جريان ارتباط با اوست.
در اين الگو، دستيابي به تفاهم و هم فهمي با مخاطب رابطه عمودي سازمان مخاطب جاي خود را به رابطه گروه – گروه مي دهد و در واقع سازمان و مخاطب، به عنوان دو گروه در جريان ارتباطي روابط عمومي مطرح مي شوند.
همچنين توجه به جنبه هاي اخلاقي روابط عمومي جاي خود را در فعاليت هاي روابط عمومي باز مي کند، گرچه مصاديق آن هنوز روشن نيست. اين الگو داراي تأثيرهاي همسنگ است، تأثيرهايي که ناظر آنها را براي هر دو طرف، سازمان و گروه ها سودمند توصيف مي کند. سازمانهايي که شيوه روابط عمومي همسنگ را بکار مي برند از چانه زدن، مذاکره کردن و راهبردهاي رفع اختلاف براي سامان دادن به تغييرات مبتني بر همزيستي در افکار، گرايشهاي ذهني و رفتارهاي سازمان و گروههاي مخاطب خود استفاده مي کنند.