مطالعات ارتباطی
وبلاگی درباره مطالعات ارتباطی(روابط عمومی،روزنامه نگاری و تکنولوژي های نوين ارتباطي)

 
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۹
 

در کتاب رنگ و ارتباطات، ارتباطی بودن نماد رنگ به صورت بالقوه در آن وجود دارد و باعث شده تا طراحان محیطی برای پیام رسانی از آن استفاده مطلوبی بکنند علاوه برآن در سطوح مختلف دارای تنوع و گوناگونی زیادی در محیط زیست و جامعه است که می تواند دارای ارزش هویتی نیز باشد.

زبان ترکیبی از نمادها است که در طول سالیان متمادی دچار دگرگونی های زیادی شده است.پیش تر از زمانی که بشر زبان را فرا گیرد از نمادهای تصویری و رنگ برای ایجاد ارتباطات کمک گرفته است و عقاید و اهداف خود را با آن ابراز نموده است.بی گمان اولین شکل نوشتاری به صورت تصویر در تمدن ها ظاهر شده است و بطور مسلم رنگ نیز پیش ازآنکه کارکرد زیباشناسی داشته باشد کاربردی ارتباطی و نمادین داشته است.البته استفاده از رنگ برای ارتباطات همواره طرفداران و منتقدان جدی داشته است، به طوری که "نظریه سایپر-وورف" که توسط دو مردم شناس به نام های"سایپر" و "وورف" بیان شده است، ادراک بسیاری از پدیده ها را به طور نسبی وابسته و منوط به زبان (فرهنگ) می داند.براساس این نظریه  زبان در نوع اندیشه ها و عقاید و مسیر تفکرات انسان ها تاثیر دارد .آنچنان که وورف می گوید"زبان فقط یک گویش برای اظهار عقاید نیست بلکه خود شکل دهنده، برنامه ریز و راهنمایی است برای فعالیت های فکری هر فرد" در واقع زبان دردریافت و درک ما از واقعیات جهان موثر است و نمی توانیم مفهوم چیزی را که وجود ندارد بفهمیم.به عبارت دیگر بر اساس این نظریه ما قادر نیستیم در مورد عقیده و یا چیزی که در زبان ما برای آن لغتی وجود ندارد صحبت کنیم.بلکه مسیر تفکرات ما در درک حقایق و واقعیات جهان به طور نسبی محدود به باریکه زبان ما خواهد بود.با وجود این در ادراک رنگ ها، تحقیقات این نظریه را تایید نمی کند چرا که در بعضی از زبان های قدیمی فقط دو رنگ سفید و سیاه واژه وجود دارد ولی مردمی که به این زبان ها صحبت می کردند قادر بودند رنگ های دیگر را همچون انسان های دیگر ببینند، درک کنند،آنها را به کارگیرند و در مورد این رنگ ها با دیگران صحبت و ارتباط برقرار کنند.در واقع نیاز به ساخت واژه برای رنگ ها تا حدی وابسته به ویژگی های اقلیمی بوده است.به طوری که اسکیموها برای رنگ سفید بیش از 100واژه دارند که به ضرورت برای شرح اقلیمی محل زندگیشان که مملو از برف و یخ است استفاده می شود و مشابه آن شکارچیان صحرای کالاهاری در جنوب آفریقا برای رنگ سبز و قهو ه ای لغات زیادی دارند ولی برای رنگ آبی لغتی ندارند همچنین ماهیگیران شمال غربی فرانسه دارای ازدیاد لغت در بیان رنگ های آبی و خاکستری اقیانوس اطلس هستند.در مقابل این نظریه بعضی نظریه ها مربوط به زبانشناسی نیز وجود دارد که بر پایه جهانشمولی وجوه فرهنگ ها قرار دارند، در این گونه نظریان اعتقاد براین است که زبان های دنیا براساس نیاز مشترک انسان ها، خصوصیات و ارزش های مشترکی در خود دارند بر همین اساس تمام زبان های دنیا دارای فعل و اسم برای اشاره کردن به موضوعات و رخدادها هستند و همچنین در تمام زبان ها بیان موقعیت های مکانی، ارتفاع، طول، و فاصله و جهات وجود دارد که ریشه این اشتراکات را در درک مشترک رخدادها می دانند.در کل مشخص می شود رنگ برای تمام انسان ها قابل تشخیص است و همه انسان ها با هر فرهنگ و هر زبان رنگ را حتی در ابتدایی ترین وضعیت یعنی تیره و روشن درک خواهند کرد و در اکثر اجتماعات شناخت رنگ ها بصورت مشترک در زبان و فرهنگ اتفاق افتاده است و قبل از آنکه انسان مسائل زیباشناسی آن را بکار گیرد برای آن ارزشی نمادین و ارتباطی قائل شده است.



ارسال توسط سهيلا ذکایی

اسلایدر